یزد_گاه یک جامعه تنها در لحظههای بحران متوجه میشود که گرانبهاترین داراییهایش نه در ساختمانهای اداری و نه در ساختارهای رسمی، بلکه در تجربه و دانش انباشته انسانهایی نهفته است که سالها بیصدا کار کردهاند و کمتر دیده شدهاند.
در بسیاری از جوامع، بحرانها بیش از آنکه صرفاً کمبود منابع را آشکار کنند، ضعف در بهرهگیری از دانش و تجربههای موجود را نمایان میسازند. در چنین لحظاتی ناگهان چهرههایی نمایان میشوند که سالها در حاشیه فعالیت کردهاند؛ افرادی که دانش انباشته، تجربه میدانی و شناخت عمیق از یک حوزه تخصصی دارند، اما تا پیش از وقوع بحران کمتر بهعنوان بخشی از فرایندهای تصمیمسازی و سیاستگذاری مورد توجه قرار گرفتهاند. این پدیده در ادبیات مدیریت دولتی با مفاهیمی چون «سرمایه دانشی خاموش» و «دانش پراکنده در جامعه» توصیف میشود.
نمونهای از این وضعیت را میتوان در دیدار با “جواد میرزایی”، متولد ۱۳۲۴ در یزد و از فعالان باسابقه صنعت نان صنعتی کشور، مشاهده کرد. او که طی دهههای گذشته در توسعه فناوریهای تولید نان صنعتی فعالیت داشته و تجربه حضور در نمایشگاهها و دورههای تخصصی متعدد در کشورهای مختلف را در کارنامه دارد، از جمله پیشگامانی است که در راهاندازی خطوط اتوماتیک تولید نان و شیرینی صنعتی و انتقال این تجربه به استان یزد نقش داشته است. مجموعهای که او پایهگذاری کرده، امروز ظرفیتی قابل توجه برای تولید صنعتی نان فراهم کرده است.
دیدار با چنین چهرههایی یادآور یک واقعیت مهم در حکمرانی است: در هر جامعهای انسانهایی وجود دارند که سالها بیهیاهو تجربه و دانش گردآوری میکنند؛ افرادی که شاید در روزهای عادی کمتر دیده شوند، اما در لحظات حساس میتوانند به ستونهای پنهان تابآوری جامعه تبدیل شوند.
در ادبیات “مدیریت دانش”، پیتر دراکر بر این نکته تأکید میکند که در اقتصاد و سازمانهای مدرن، «دانش» مهمترین منبع راهبردی برای خلق ارزش و تصمیمگیری مؤثر است. با این حال، این دانش همیشه در ساختارهای رسمی سازمانی متمرکز نیست؛ بخش قابل توجهی از آن در میان متخصصان، کارآفرینان و فعالان میدانی جامعه شکل میگیرد.
همین موضوع در نظریههای “حکمرانی شبکهای” (Network Governance) نیز مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس این رویکرد، دولتهای کارآمد تلاش میکنند بهجای اتکا صرف به ساختارهای بوروکراتیک، از طریق شبکهای از متخصصان، دانشگاهیان، فعالان اقتصادی و نهادهای مدنی به دانش و تجربههای متنوع دسترسی پیدا کنند. در چنین مدلی، سیاستگذاری عمومی نه فقط محصول ساختار اداری دولت، بلکه حاصل تعامل میان دولت و جامعه تخصصی است.
تجربه کشورهای مختلف نیز نشان میدهد که ایجاد “بانکهای اطلاعاتی از خبرگان، تشکیل شوراهای مشورتی تخصصی و طراحی سازوکارهای تعامل مستمر میان دولت و متخصصان مستقل” از مهمترین ابزارهای بهرهگیری از چنین ظرفیتهایی است. این سازوکارها امکان میدهد دانش پراکنده در جامعه به یک منبع راهبردی برای تصمیمسازی و سیاستگذاری عمومی تبدیل شود و فاصله میان تجربه میدانی و تصمیمگیریهای اداری کاهش یابد.نادیدهگرفتن این سرمایهها پیامدهای قابل توجهی برای نظام اداری دارد؛ از کاهش کیفیت تصمیمگیری گرفته تا افزایش هزینههای آزمون و خطا در سیاستگذاری.
در مقابل، نظامهایی که ارتباط مؤثری با خبرگان و پیشکسوتان حوزههای تخصصی برقرار میکنند، میتوانند از تجربههای انباشته برای پیشگیری از بحرانها و افزایش کارآمدی تصمیمها بهره ببرند.
آنچه در دیدار با جواد میرزایی و تجربه چند دهه فعالیت او در صنعت نان آشکار میشود، یادآور حقیقتی ساده اما مهم است: بسیاری از ظرفیتهای راهبردی یک جامعه در تجربههای انباشته افرادی نهفته است که سالها بیصدا کار کردهاند. اگر این ظرفیتها بهموقع شناسایی و بهکار گرفته نشوند، جامعه ناگزیر خواهد بود در لحظههای اضطرار به سراغ همان “فریادرسهای خاموش” برود؛ کسانی که میتوانستند بسیار زودتر بخشی از راهحل باشند.
احسان ناظمی اردکانی _ دانشجوی دکتری مدیریت دولتی و معاون برنامهریزی و توسعه فرمانداری شهرستان یزد
- زینب زارع / یزد
- کد خبر 235670
- پرینت





