گرگان – ایرنا – چند سال قبل که برای اولین بار به آشوراده رفتم، در بدو ورود پیرمردی با داسی در دست و عینک ته استکانی و چهرهای مهربان و خندان رو به اسکله در افقهای دوردست به دسته فلامینگوها خیره مانده بود و چشم از آنها بر نمیداشت همانجا دستانش را به سمت آسمان برد و گفت: «سو یتر خدای جان»
- entehaj admin
- کد خبر 212439
- پرینت
لینک کوتاه
https://www.entehaj.ir/?p=212439





