بی‌احترامی به فردوسی؛ بی‌اعتنایی به جان و زبان ایران

یزد_ شاهنامه فردوسی تنها یک متن ادبی نیست، بلکه شناسنامه‌ فرهنگ ایرانی است؛ کتابی که قرن‌ها روایتگر هویت، زبان، اسطوره‌ها و ریشه‌های این سرزمین بوده و همچنان همچون چراغی روشن در مسیر فرهنگ و ملیت ما می‌درخشد. فردوسی با شاهنامه نه فقط زبان فارسی را از خطر فراموشی نجات داد، بلکه معنای «ایران» را در ذهن و جان نسل‌ها زنده نگه داشت. به همین دلیل هرگونه بی‌احترامی به فردوسی و شاهنامه، بی‌احترامی به تاریخ، فرهنگ و زبان این سرزمین است.

اخیراً ویدئویی از اجرای استندآپ کمدی توسط زینب موسوی (معروف به «امپراطور گوزکو») منتشر شد که در آن، شاهنامه و شخصیت‌های آن به تمسخر گرفته می‌شوند. انتشار این محتوا درست در روزی صورت گرفت که در تاجیکستان میلیون‌ها جلد شاهنامه میان مردم این کشور توزیع شد تا نسل جوان‌شان بیش از پیش با هویت و فرهنگ ایرانی پیوند بخورد.

این تقارن به‌خوبی نشان می‌دهد که در حالی‌که کشورهایی هم‌زبان و هم‌ریشه با ما، ارزش و جایگاه فردوسی را پاس می‌دارند، متأسفانه در داخل ایران گاهی شاهد نادیده‌گرفتن و حتی تمسخر چنین سرمایه‌ای هستیم.

البته طنز و شوخی بخش جدایی‌ناپذیر فرهنگ ایرانی است. از عبید زاکانی تا ایرج میرزا و از نسیم شمال تا استادان معاصر، بسیاری از بزرگان ادب ما با زبان طنز به نقد اجتماع پرداخته‌اند. اما تفاوت جدی میان طنز و توهین وجود دارد. طنز می‌سازد، اصلاح می‌کند و تلنگر می‌زند؛ اما تمسخر و بی‌احترامی، جز تخریب و سست کردن بنیان‌های فرهنگی نتیجه‌ای ندارد. آنچه در اجرای اخیر دیده شد، متأسفانه بیشتر به سخره گرفتن میراث ملی بود تا نقدی هنرمندانه.

مسئله اصلی اینجاست که جامعه‌ ما گاهی برای چند دقیقه خنده یا گرفتن «ویو» در شبکه‌های اجتماعی، از خطوط قرمز فرهنگی عبور می‌کند. شاهنامه فردوسی صرفاً یک کتاب نیست که بتوان آن را موضوع هر شوخی سطحی قرار داد. شاهنامه تاریخ ما، اسطوره‌های ما و زبان ماست. ملتی که به گذشته و ریشه‌هایش بی‌اعتنا شود، آینده‌ای استوار نخواهد داشت.

در کنار ضرورت برخورد قانونی با موارد آشکار توهین به میراث فرهنگی، مهم‌تر از همه نیازمند فرهنگ‌سازی هستیم. اگر نسل جوان ما بداند که شاهنامه فقط داستان رستم و سهراب نیست، بلکه روایت ایستادگی، اخلاق، خرد و ایران‌دوستی است، هرگز آن را دستمایه‌ تمسخر قرار نخواهد داد. این وظیفه بر دوش رسانه‌ها، نظام آموزشی و البته خانواده‌هاست که ارزش چنین میراثی را به نسل تازه منتقل کنند.

از سوی دیگر، باید توجه داشت که بزرگداشت فردوسی و شاهنامه تنها به نصب تندیس‌ها و برگزاری همایش‌ها محدود نمی‌شود. زنده نگه داشتن شاهنامه یعنی بازخوانی آن در زندگی امروز، پیوند دادن مفاهیم والای آن با چالش‌های معاصر و آشنا کردن کودکان و نوجوانان با زبان و داستان‌هایش. وقتی جوان ایرانی، شاهنامه را بخواند و بفهمد، هیچ استندآپ یا محتوای مجازی نمی‌تواند در نگاه او جایگاه فردوسی را تخریب کند.

امروز در حالی‌که کشورهای همسایه مانند تاجیکستان شاهنامه را با افتخار میان مردم خود توزیع می‌کنند، ما نیز باید بکوشیم تا این سرمایه‌ بی‌بدیل در متن زندگی اجتماعی و فرهنگی ایرانیان جاری باشد. بی‌تردید احترام به فردوسی احترام به خویشتن است. فردوسی همان کسی است که به گفته‌ خودش «بسی رنج بردم در این سال سی» تا زبان فارسی و هویت ایرانی بماند. اگر امروز ما این زبان و این فرهنگ را داریم، به یمن تلاش او و امثال اوست.

بیاییم قدر این میراث را بدانیم؛ و یاد بگیریم که خنده و سرگرمی را از راه‌هایی بجوییم که به ریشه‌ها و ارزش‌های‌مان آسیب نزند. بی‌احترامی به فردوسی، تنها بی‌احترامی به یک شاعر نیست؛ بی‌احترامی به جان و زبان یک ملت است.
(عکس فوق برگی از کهن‌ترین نسخه مصور شاهنامه حکیم فردوسی است که در کتابخانه ملی روسیه (سن‌پترزبورگ) نگهداری می‌شود.)

امید عسکری خلفی

کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی